تبلیغات
ساحل آرزو
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ساحل آرزو
نوشته های من...داستانهای بلند و كوتاه


از صبح به شدت حوصله ام سر رفته...دست و دلم به هیچ کاری نمی ره

اوه خدای من فردا دوباره کار و زندگی و سرکله زدن شروع میشه...

هیچ وقت از جمعه ها خوشم نمی اومد...الانم نمی یاد...یکم  تنبلی کردم وگرنه امروز می تونستم کل رمان هوای تو رو تموم کنم..حس پیاده کردنش نیست...
 الان همه غر می زن ای تنبل ...

راستی امروز  روز خبرنگار بود...روزت مبارک همسر گرامی ..البته روز شغل دومت مبارک...حالا کادوتو بعدا می گیرم..خدایش تنبل تر از منم دیدید:))

اما نه وجدانن اصلا وقت نکردم اون چیزی که می خواستم برم و براش بگیرم  ....

نامرد الانم رفته دامغان...منم تنها ...خوب بیچاره بیگناهه ...مسئول برگزاری همایش نه اینکه خسیس تشریف داشتن...تاکید داشتن از آوردن همسر و فرزندان دلبندتان جلوگیری فرمایند...

بهترین کار اینکه بشینم و عین بچه ادم گزارش فردامو آماده کنم..حوصله غرغرای رئیس محترممو ندارم که ندارم...اگه تونستم رمانم می نویسم البته اگه تونستم...




اهنگ وبلاگ رو هم تغییر دادم  برای همسر گرامی ...


نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 15 مرداد 1393 پیامی برای نیلا ()

واقعا باورم نمیشه که سر چه مشکلی نمی تونستم وارد سایت بشم

هم میشه گفت خنده داره هم نه

در هر صورت بلاخره وارد سایت جدید نود و هشتیا شدم

 

 




نمی دونم اسم این بدبختی مصیبته یا فاجعه!

مشکل اینجاست که هر کاری می کنم دیگه نمی تونم وارد سایت نود و هستیا بشم

ویندوزو چند روزیه عوض کردم...بعد از اونم هرچی یوزر و پسورد وارد می کنم قبول نمی کنه ...

فکر کنم با این تفاسیر دیگه نتونم بیام 98 یا


هوای تو هم مونده رو هوا ...

همه هم فکر می کنن من حالم خوشه که پست جدید نمی ذارم و می خوام خودمو لوس کنم البته این نقل قولیه از یکی دوستان پر محبتمه




نیلا ...(زیبا.ب) یکشنبه 12 مرداد 1393 پیامی برای نیلا ()

 

ایـن روزهــا....
دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه ام
حــال مـ ــن خــــــــوب است
خــوبِ خــوب
فقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانی
همــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ست
و فکـر مـی کنـــم
ایـن روزهـــا...
خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه است
چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدا
او...
از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه است
و مـــن...
از تکـــ ــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم...




نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 7 خرداد 1393 پیامی برای نیلا ()

سلام

نمی دونم چه تعداد از دوستان نود و هشتی به وبلاگم دسترسی دارن...اما با این وجود...اینجا می نویسم به امید اینكه توسط همه خونده بشه

...باید بابت دیر به دیر پست گذاشتنام ازتون معذرت بخوام...

نمی دونم خودتون توی زندگی شخصیتون چه گرفتاری و كارهایی دارید و چه طور به همه اشون می رسید ..

 

..اما من واقعا حجم كارهام خیلی زیاد شده.

.كار بیرون و كار خونه...!!!

واقعا بعضی وقتا انقدر درگیرم می كنه كه از دنیای مجازی به كل غافل میشم..اما اینم می دونم دوستانی هستن كه منتظر نوشته های ناچیزم هستن..و من دنیایی ممنونشونم....فقط قصدم از این پست..این بود كه بگم اگه گاهی بین نوشته هام فاصله می افته باور كنید به فكرتون هستم و قصدم تموم كردن رمانه...

رمان چهار دیواری رو هم به زودی تموم می كنم ....

در اولین فرصت...

 

شرمنده روی ماه همتون

زیبا




نیلا ...(زیبا.ب) شنبه 23 آذر 1392 پیامی برای نیلا ()

سلام....

 

یه مدت نبودم...یعنی الانم نیستم..بعد از وضعیت جدید نود و هشتیا..و دیدن خیلی از چیزا گفتم یه مدت نوشتنو بی خیال بشم ..تا ببینم شرایط سایت چطور میشه...

 

حقیقتا دست و دلم به نوشتن نمی ره ..با اینكه رمان هوای تو رو خیلی دوست دارم كه  ادامه اش بدم و از نوشته هایی هست كه تا اخر ...حتی اخرین پستشم تو ذهنم هست..

اما واقعا دستام یاری به نوشتن نمی كنن...البته این در شرایطیه كه من خودم الان حسابی درگیر كارام هستم و زیاد وقت نمی كنم به نود و هشتیا سر بزنم..از خدا كه پنهون نیست از شما چه پنهون..این وضعیت سایتم  برای سرا سامون دادن به زندگی شخصیم بد نشد.هرچند هنوز دارم باهاش سرو كله می زنم...یعنی انقدر سرم شلوغه و درگیر زندگی و كار هستم كه خدا می دونه..

 

در مورد ادامه دادن رمان ...حقیقتش اینكه الان نمی تونم جواب درستی بهتون بدم... اینكه رمانو می تونم ادامه بدم یا نه ...امیدوارم دلخور نشید...من خودمم واقعا نمی دونم باید چطور شروع به نوشتن كنم.

نوشتنی كه حتی از به كار بردن كلمات درونش  دچار سردرگمی می شم و نمی دونم چطور باید بنویسم .

خوشبختانه یا متاسفانه..داستان به جاهایی رسیده بود كه می طلبید ..از چیزایی استفاده كنم كه ممنوع شدن..نه اینكه بخوام بزنم به جاده خاكی...و باز كنم مسائلی رو كه خودم به شخصه هیچ وقت زیاد توشون نمی رم و ازشون برای بازار گرمی استفاده نمی كنم ....منظورم  در واقع قوانین سفت و سخت سایته كه ملزوم به رعایتش هستیم..قوانینی كه به كار بردن بعضی از كلمات رو ممنوع كرده

 

نكته بعدی كه وجود داره اینكه خیلی از دوستان گفتن داستانو در جایی مثل این وبلاگ ادامه بدم

 كه باید بگم...من تمام داستانامو در نود و هشتیا نوشتم و با اون سایت شناخته شدم..پس شروع این كار در جایی به غیر از اونجا اصلا خوشایند من نیست و هیچ وقت این كارو نمی كنم..و دلیل اصلی ترشم اینكه مگه قراره چی بنویسم و چه چیزایی به كار ببرم كه بخوام این كارو كنم ...كه غیر از اونجا باشه

 

اما در مورد ویرایش كتابها هم باید بگم..بهتره حذف بشن تا ویرایش.....من توشون چیزی نمی بینم كه نیازی به ویرایش داشته باشند...

 

این مدتی كه نخواهم بود تلاشم رو می كنم كه حداقل پستایی رو اماده كنم كه به محض برگشت براتون بذارم...

 

در مورد وبلاگهایی كه رمان هوای تو رو گذاشتن ..باید باز بگم كه حق گذاشت رمان هوای تو رو ندارن..مخصوصا وبلاگ رمان..رمان ..رمان..كه با چندین بار تذكر كار خوشو كرده و گذاشته و تازه با كمال بی ادبی هر چی كه می خواد به من می گه....

 

و در واقع یكی از دلایلی كه بازم دست نگه داشتم همین خودسری هایی كه از جانب بعضی از وبلاگها انجام میشه..بابا منم دلایل خودمو دارم و حتما با این داستان كار دارم ...و نمی خوام كه جایی به جز نود و هشتیا باشه..ایا انقدر حق رو دارم یا نه كه باید در قبالش توهین هم بشنوم و پیامهایی كه به نفع نمایش دادن نیستنو از جانب من حذف كنن..و منو ادم بی ادبی نشون بدن

 

حلاصه..مخلص كلام..یه مدت دوریمو تحمل كنید... ..امیدوارم كه حرفامو در ك كنید...و با من همراه باشد

 

قربونتون زیبا..




نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 1 آذر 1391 پیامی برای نیلا ()

سلام

یه مدت بود بدجور كمرنگ شده بودم

دلم خیلی برای نوشتن تنگ شده اونقدر كه دوست دارم فقط بهم یه اتاق بدن و بدون اینكه كسی كارم داشته باشه ..راحت و به دور از تمام مشكلات روزمره و فارغ از همه چی  فقط بنویسم

من باشم و لپ تاپم و افكارم و مثل همیشه یه لیوان چای داغ كه همیشه سر حالم میاره

داستان كه زیاد نوشتم البته اگه بشه روش اسم داستان گذاشت ولی از تمام نوشته هام فقط عاشق رمان وسوسه و در آغوش باد هستم رمانایی كه به دور از هر گونه طنزی برام پر از لحظه های شیرینه

نمی دونم اینا رو برای چی می نویسم فقط احساس می كنم باید باز بنویسم  و افكارمو رو این صفحه ها به ظاهر ساده  پیاده كنم

 

 




 

 

دانلود داستان كوتاه:

عشق فرنگی

اصلاح شد




 

دانلود داستان كوتاه:

یك اشتباه كوچولو

اصلاح شد




نیلا ...(زیبا.ب) پنجشنبه 17 فروردین 1391 پیامی برای نیلا ()

 از این شعر خوشم امد گفتم براتون بذارم  

 ************************

 

 روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد

 

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

 

روزی كه كمترین سرود

 

                      بوسه است

 

و هر انسان

 

 برای هر انسان

 

برادری ست .

 

روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

 

قفل افسانه ایست

 

و قلب

 

برای زندگی بس است. 

 

روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است

 

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

 

روزی كه آهنگ هر حرف ، زندگی ست

 

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم.

 

روزی كه هر حرف ترانه ایست

 

تا كمترین سرود بوسه باشد

 

روزی كه تو بیایی ، برای همیشه بیایی

 

و مهربانی با زیبایی یكسان شود .

 

روزی كه ما دوباره برای كبوترهایمان دانه بریزیم...

 

و من آنروز را انتظار می كشم

 

حتی روزی

 

كه دیگر

 

نباشم .

 

 

احمد شاملو




نیلا ...(زیبا.ب) یکشنبه 28 اسفند 1390 پیامی برای نیلا ()

سلام به دوستای عزیزم ...

چون این وبلاگ مثلا تازه تاسیسه و هنوز اکثر بچه ها از وجودش بی اطلاع هستن ..

منم کمی صبر می کنم ....و کار جدیدی رو شروع نمی کنم

می خواستم رمان جدیدو شروع کنم ..اما می زارم برای بعد از ازمون ارشد که اواخر بهمن ماهه...

تا اون موقعه اکثر بچه ها ..هم امتحاناتشونو دادن و هم من امتحانمو با خیال راحتری دادم ....

احتمالا کار جدیدم کمی با کارای قبلی فرق بکنه ...شایدم نه ...

منتظر تون هستم

قربون همه

 

نیلا...(زیبا)




Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

 

عشق و آتش

پسورد :www.98ia.com

 

لینك دوم

عشق و آتش




Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

عاشق اسیر

پسورد:www.98ia.com




رمان ایرانی و عاشقانه ورود عشق ممنوع | نیلا... کاربر انجمن نود هشتیا 

ورود عشق ممنوع

پسورد:www.98ia.com




درباره ساحل آرزو و نیلا
اهل نوشتنم....عاشق رمانم ...پس می نویسم ....
امیدوارم ساعات خوشی رو توی این وبلاگ بگذرونید...
توجه:
دوستان عزیزحق درج داستان و رمان های این وبلاگ را در وبلاگهای دیگر ندارید...داستانها همزمان درسایت نود و هشتیا گذاشته میشه ....اگر قصد معرفی دارین، آدرس وبم رو بذارین....


آخرین مطالب
نظر سنجی
كدوم یكی از نوشته های منو دوست داشتید؟











نویسندگان
آرشیو مطالب
دوستان گلم
دانلود رمانها
فالگیر وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
{ < head > < / head > *********** < head > < / head > ***************** ***************