تبلیغات
ساحل آرزو
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ساحل آرزو
نوشته های من...داستانهای بلند و كوتاه
نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 پیامی برای نیلا ()
نیلا ...(زیبا.ب) پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 پیامی برای نیلا ()
سلام به روی ماهتون..
متاسفانه ..اینستام با مشکلی رو به رو شده و من فعلا نمی تونم وارد پیجم در اینستا بشم..از این رو خواهشمندم تا بر طرف کردن این مشکل..کامنتها و پیام هاتون رو در این وبلاگ قرار بدید...چون به هیچ کدوم از پیام ها و کامنتاتون در اینستا دسترسی ندارم..ممنون از همگی...
قربونتون زیبا



نیلا ...(زیبا.ب) یکشنبه 9 اسفند 1394 پیامی برای نیلا ()
سلام...دوستان عزیز از این وبلاگ داستان ادامه داده نمیشه ...خیلی وقته..پس درخواست رمز نکنید




کی تو دلت به جای منه
اسم تو رو صدا میزنه
کی مثه من برات می میره
کی با نگات جون میگیره

دست کیو میگیری حالا
کی اومده تو دنیای ما
عشق منو فروختی به کی
باز دلمو شکسته یکی

هیشکی تو دنیا نمیدونه شاید حال منو من غمگینم
پنجره شاهد بوده که یه عمره تنها کنارش میشینم
هیشکی مثه من نکشیده دردو کی مثه من تنها مونده
خاطره ی تو کنارمه دائم قلب منو می سوزونده

♫♫♫

عاشقتم نخند و نرو
کم میارم دوباره تورو
کنج اتاق گرفته دلم
دنبال عشق تو رفته دلم

خواب شبم صدای توئه
عکس تو باز بجای توئه
طاقت من تمومه خدا
چی اومده سر رویای ما

هیشکی تو دنیا نمیدونه شاید حال منو من غمگینم
پنجره شاهد بوده که یه عمره تنها کنارش میشینم
هیشکی مثه من نکشیده دردو کی مثه من تنها مونده
خاطره ی تو کنارمه دائم قلب منو می سوزونده




نیلا ...(زیبا.ب) پنجشنبه 13 فروردین 1394 پیامی برای نیلا ()
پیام مدیریت سایت و تبریک سال نو 1390

سال نو مبارک
امیدوارم در کنار عزیزانتون سالی پر از نعمت..خوبی..موفقیت و شادکامی داشته باشید...
دلم برای همتون تنگ شده بود...
مدتهاست که دلم می خواد براتون بنویسم
اما واقعا فرصتش نیست

هر وقت که فرصت کنم حتما به وبلاگم سر می زنم و نظراتتونو می خونم






تا حالا شده حوصله روزها و حتی خودت رو نداشته باشی ...الان من همون حس و حال رو دارم..فقط خدا کنه که روی روند داستانم تاثیر نذاره....

سرم به شدت شلوغه ..وقت هیچ کاری رو ندارم...

وقت کنم و دل و دماغ دو خطی داستان می نویسم
کلا دارم کم کم از دنیای مجازی فاصله می گیرم...دوستان به شدت از دستم دلگیر تشریف دارن و من هم که قربونش برم ..بی خیال دنیا..بی خیال ادمای این دنیای مجازی....



راستی کی جمعه میشه؟..دلم برای یه خواب بی دردسر لک زده...یه خواب تا لنگه ظهر ..که وقتی چشماتو باز کردی یکی بگه عزیزم پاشو نهارو با صبحونه ات بخور ...یعنی میشه؟؟؟؟



نیلا ...(زیبا.ب) دوشنبه 10 آذر 1393 پیامی برای نیلا ()
بچه ها رمز همونه...می دونم شماها هم دارید اذیت میشید...

با ینکه دلم نمی خواد اما به خاطر شما چند نفر رمانو توی نود و هشتیا اگه خدا بخواد ادامه می دم...
با اینکه اونقدر بی وفایی و نامردی دیدم  که این کارو نکنم ...اما از اینکه  هی اینجا بیاید و اذیت  بشید..واقعا ناراحت می شم...پس با گذاشتن اولین پست لینکو اینجا می  ذارم

ممنون از بودن همتون..مریم جان... سحر جان..نرگس  خوبم...فاطمه عزیز...باران گلم...و فریده خانم


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



امشب پستای پایانی رمان هوای تو رو می ذارم....زمان دقیقشو نمی دونم...اما 10 به بعد میشه
یادتون نره ها



نیلا ...(زیبا.ب) دوشنبه 31 شهریور 1393 پیامی برای نیلا ()
سلام


بلاخره رمان هوای تو تموم شد..فقط باید یه ویرایش آخرین پستا رو بکنم و وقتی حس کردم همونی  شده  که می خوام آخرین پستا رو تو سایت نود و هشتیا می ذارم...
دوستای با معرفتم چرا دیگه بهم سر نمی زنید ....؟؟؟
خوب جوابش معلومه...بس که من خوبم و تند تند به وبلاگم سر می زنم
عاشقتونم و دوستون دارم  یه دنیا






نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 15 مرداد 1393 پیامی برای نیلا ()

واقعا باورم نمیشه که سر چه مشکلی نمی تونستم وارد سایت بشم

هم میشه گفت خنده داره هم نه

در هر صورت بلاخره وارد سایت جدید نود و هشتیا شدم

 

 




نمی دونم اسم این بدبختی مصیبته یا فاجعه!

مشکل اینجاست که هر کاری می کنم دیگه نمی تونم وارد سایت نود و هستیا بشم

ویندوزو چند روزیه عوض کردم...بعد از اونم هرچی یوزر و پسورد وارد می کنم قبول نمی کنه ...

فکر کنم با این تفاسیر دیگه نتونم بیام 98 یا


هوای تو هم مونده رو هوا ...

همه هم فکر می کنن من حالم خوشه که پست جدید نمی ذارم و می خوام خودمو لوس کنم البته این نقل قولیه از یکی دوستان پر محبتمه




نیلا ...(زیبا.ب) یکشنبه 12 مرداد 1393 پیامی برای نیلا ()

 

ایـن روزهــا....
دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه ام
حــال مـ ــن خــــــــوب است
خــوبِ خــوب
فقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانی
همــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ست
و فکـر مـی کنـــم
ایـن روزهـــا...
خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه است
چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدا
او...
از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه است
و مـــن...
از تکـــ ــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم...




نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 7 خرداد 1393 پیامی برای نیلا ()

سلام

نمی دونم چه تعداد از دوستان نود و هشتی به وبلاگم دسترسی دارن...اما با این وجود...اینجا می نویسم به امید اینكه توسط همه خونده بشه

...باید بابت دیر به دیر پست گذاشتنام ازتون معذرت بخوام...

نمی دونم خودتون توی زندگی شخصیتون چه گرفتاری و كارهایی دارید و چه طور به همه اشون می رسید ..

 

..اما من واقعا حجم كارهام خیلی زیاد شده.

.كار بیرون و كار خونه...!!!

واقعا بعضی وقتا انقدر درگیرم می كنه كه از دنیای مجازی به كل غافل میشم..اما اینم می دونم دوستانی هستن كه منتظر نوشته های ناچیزم هستن..و من دنیایی ممنونشونم....فقط قصدم از این پست..این بود كه بگم اگه گاهی بین نوشته هام فاصله می افته باور كنید به فكرتون هستم و قصدم تموم كردن رمانه...

رمان چهار دیواری رو هم به زودی تموم می كنم ....

در اولین فرصت...

 

شرمنده روی ماه همتون

زیبا




نیلا ...(زیبا.ب) شنبه 23 آذر 1392 پیامی برای نیلا ()

سلام....

 

یه مدت نبودم...یعنی الانم نیستم..بعد از وضعیت جدید نود و هشتیا..و دیدن خیلی از چیزا گفتم یه مدت نوشتنو بی خیال بشم ..تا ببینم شرایط سایت چطور میشه...

 

حقیقتا دست و دلم به نوشتن نمی ره ..با اینكه رمان هوای تو رو خیلی دوست دارم كه  ادامه اش بدم و از نوشته هایی هست كه تا اخر ...حتی اخرین پستشم تو ذهنم هست..

اما واقعا دستام یاری به نوشتن نمی كنن...البته این در شرایطیه كه من خودم الان حسابی درگیر كارام هستم و زیاد وقت نمی كنم به نود و هشتیا سر بزنم..از خدا كه پنهون نیست از شما چه پنهون..این وضعیت سایتم  برای سرا سامون دادن به زندگی شخصیم بد نشد.هرچند هنوز دارم باهاش سرو كله می زنم...یعنی انقدر سرم شلوغه و درگیر زندگی و كار هستم كه خدا می دونه..

 

در مورد ادامه دادن رمان ...حقیقتش اینكه الان نمی تونم جواب درستی بهتون بدم... اینكه رمانو می تونم ادامه بدم یا نه ...امیدوارم دلخور نشید...من خودمم واقعا نمی دونم باید چطور شروع به نوشتن كنم.

نوشتنی كه حتی از به كار بردن كلمات درونش  دچار سردرگمی می شم و نمی دونم چطور باید بنویسم .

خوشبختانه یا متاسفانه..داستان به جاهایی رسیده بود كه می طلبید ..از چیزایی استفاده كنم كه ممنوع شدن..نه اینكه بخوام بزنم به جاده خاكی...و باز كنم مسائلی رو كه خودم به شخصه هیچ وقت زیاد توشون نمی رم و ازشون برای بازار گرمی استفاده نمی كنم ....منظورم  در واقع قوانین سفت و سخت سایته كه ملزوم به رعایتش هستیم..قوانینی كه به كار بردن بعضی از كلمات رو ممنوع كرده

 

نكته بعدی كه وجود داره اینكه خیلی از دوستان گفتن داستانو در جایی مثل این وبلاگ ادامه بدم

 كه باید بگم...من تمام داستانامو در نود و هشتیا نوشتم و با اون سایت شناخته شدم..پس شروع این كار در جایی به غیر از اونجا اصلا خوشایند من نیست و هیچ وقت این كارو نمی كنم..و دلیل اصلی ترشم اینكه مگه قراره چی بنویسم و چه چیزایی به كار ببرم كه بخوام این كارو كنم ...كه غیر از اونجا باشه

 

اما در مورد ویرایش كتابها هم باید بگم..بهتره حذف بشن تا ویرایش.....من توشون چیزی نمی بینم كه نیازی به ویرایش داشته باشند...

 

این مدتی كه نخواهم بود تلاشم رو می كنم كه حداقل پستایی رو اماده كنم كه به محض برگشت براتون بذارم...

 

در مورد وبلاگهایی كه رمان هوای تو رو گذاشتن ..باید باز بگم كه حق گذاشت رمان هوای تو رو ندارن..مخصوصا وبلاگ رمان..رمان ..رمان..كه با چندین بار تذكر كار خوشو كرده و گذاشته و تازه با كمال بی ادبی هر چی كه می خواد به من می گه....

 

و در واقع یكی از دلایلی كه بازم دست نگه داشتم همین خودسری هایی كه از جانب بعضی از وبلاگها انجام میشه..بابا منم دلایل خودمو دارم و حتما با این داستان كار دارم ...و نمی خوام كه جایی به جز نود و هشتیا باشه..ایا انقدر حق رو دارم یا نه كه باید در قبالش توهین هم بشنوم و پیامهایی كه به نفع نمایش دادن نیستنو از جانب من حذف كنن..و منو ادم بی ادبی نشون بدن

 

حلاصه..مخلص كلام..یه مدت دوریمو تحمل كنید... ..امیدوارم كه حرفامو در ك كنید...و با من همراه باشد

 

قربونتون زیبا..




نیلا ...(زیبا.ب) چهارشنبه 1 آذر 1391 پیامی برای نیلا ()

سلام

یه مدت بود بدجور كمرنگ شده بودم

دلم خیلی برای نوشتن تنگ شده اونقدر كه دوست دارم فقط بهم یه اتاق بدن و بدون اینكه كسی كارم داشته باشه ..راحت و به دور از تمام مشكلات روزمره و فارغ از همه چی  فقط بنویسم

من باشم و لپ تاپم و افكارم و مثل همیشه یه لیوان چای داغ كه همیشه سر حالم میاره

داستان كه زیاد نوشتم البته اگه بشه روش اسم داستان گذاشت ولی از تمام نوشته هام فقط عاشق رمان وسوسه و در آغوش باد هستم رمانایی كه به دور از هر گونه طنزی برام پر از لحظه های شیرینه

نمی دونم اینا رو برای چی می نویسم فقط احساس می كنم باید باز بنویسم  و افكارمو رو این صفحه ها به ظاهر ساده  پیاده كنم

 

 




 

 

دانلود داستان كوتاه:

عشق فرنگی

اصلاح شد




 

دانلود داستان كوتاه:

یك اشتباه كوچولو

اصلاح شد




(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  
درباره ساحل آرزو و نیلا
اهل نوشتنم....عاشق رمانم ...پس می نویسم ....
امیدوارم ساعات خوشی رو توی این وبلاگ بگذرونید...
توجه:
دوستان عزیزحق درج داستان و رمان های این وبلاگ را در وبلاگهای دیگر ندارید...داستانها همزمان درسایت نود و هشتیا گذاشته میشه ....اگر قصد معرفی دارین، آدرس وبم رو بذارین....


آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
دانلود رمانها
فالگیر وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
{ < head > < / head > *********** < head > < / head > ***************** ***************

دانلود آهنگ جدید